۱۳۸۶ آذر ۹, جمعه
نور
هر چند سوراخ بسیار کوچکی است ولی هست اگر نبود یا آن سوی سوراخ چون این سوی سوراخ بی نور بود که نمی دیدمش. آخر برای دیدن نور لازم است.
۱۳۸۶ آبان ۲۱, دوشنبه
دادستاندن
بالاخره برای اولبار در عمرش رفت، جنگید و حق مسلمش را گرفت. معتقد بود حق دادنی است و نه گرفتنی. وقتی میگفتیمش چطور؟ پاسخش یک و فقط یک چیز بود: اگر همه حق را گرفتنی بپندارند نظام آشوبناک میشود. نمیپرسیدیمش که چرا، چون ته نشنیدن جوابش به سر شنیدن جوابش میارزید. لابد میخواست راجع به اثر پروانهای رودهدرازی کند. بسنده کردیم به اینکه برایش مشخص کنیم که در این بین فقط این اوست که ضرر میکند و نه نمودار نظام یا چیزی در همین ابعاد. باری، بالاخره برای اولبار در عمرش جنگید و حقش را ستاند.
۱۳۸۶ آبان ۸, سهشنبه
تبلیغ غول آسا
رفته که بودم میدان تایم نیویورک یک تبلیغ مزخرف دیدم هفده تای قدم، از نوشابه ی صفر کالری! باورم که نشد و حدس زدم نوعی شوخی مدرن باشد. بر که گشتم به شهرم دیدم خیر شوخی که نیست هیچ، خیلی هم جدی است و همان تبلیغ غول آسا فروشش رو از فروش نوشابه های رژیمی هم بیشتر کرده است. در این مورد که سرطان زاست شکی ندارم اما مطمئن نیستم صرف صفر کالری بودنش مزه ی مزخرفش را به دست باد فراموشی بسپارد. یا بهتر بگویم که لابد بد مزه نیست و چه بسا هم که خوب باشد. باید یک بار هم که شده امتحانش کنم. اصلن چه بسا مرض قند بدتر از سرطان باشد. اصلن زندگی کوتاه تر از آن است که ذهن خود را مشغول این مزخرفات کنم. اصلن همین الان می روم پیتزا و نوشابه ی صفرم را می خرم و کارتون موش و گربه ام را نگاه می کنم. گور بابای سرطان و دگر نگری.
۱۳۸۶ مهر ۲۲, یکشنبه
زبان بسته
1-زبان بسته را چه کار داری؟ بگذار درسش را بخواند.
2-که آخر چه شود؟ تا همین جا هم زیادی خوانده.
با خود فکر کردم که می خواهم دندان پزشک شوم. آخر درسم خوب بود. فقط در گروه سرود نبودم.
1-می خواهد دکتر شود و جراحی کند. ایرادی می بینی؟
2-آخر با این وضع؟ نمی تواند!
فکر کنم مادر از این ناراحت بود که در گروه سرود نبودم.
1-کدام وضع؟ خب نمی شنود که نشنود. درسش که خوب است.
2-الان خوب است. بگذار بیاد وردست خودم تو نانوایی کار یاد بگیرد.
پدرم رفت.
2-که آخر چه شود؟ تا همین جا هم زیادی خوانده.
با خود فکر کردم که می خواهم دندان پزشک شوم. آخر درسم خوب بود. فقط در گروه سرود نبودم.
1-می خواهد دکتر شود و جراحی کند. ایرادی می بینی؟
2-آخر با این وضع؟ نمی تواند!
فکر کنم مادر از این ناراحت بود که در گروه سرود نبودم.
1-کدام وضع؟ خب نمی شنود که نشنود. درسش که خوب است.
2-الان خوب است. بگذار بیاد وردست خودم تو نانوایی کار یاد بگیرد.
پدرم رفت.
۱۳۸۶ مهر ۲, دوشنبه
کلمات کلیدی
تمامی کلک هایی که برای پیدا کردن جواب سوال هایم از شبکه ی جهانی بلد بودم لو رفته است. دیگر همه فهمیده اند کدام کلمات کلیدی به جستجوگر کمک می کند زودتر جوابش را بگیرد و همین باعث شده تمام سایت های بی پدر مادر سو استفاده کرده، این کلمات را در سوراخی از صفحه شان بگنجانند و به زور خود را در ده لینک اول موتور جست و جو جای بدهند.
۱۳۸۶ شهریور ۵, دوشنبه
عقب نشینی
همانا مردمان رو راست حال آدم را به هم می زنند:
مثال یک:
تو: به نظرت دماغم قبل عمل بهتر بود یا بعد عمل؟
آدم رو راست: قبل عمل.
آدم معمولی: الان هم خیلی خوبی.
آدم دوست داشتنی: دیوونه شدی؟ معلومه الان بهتری!
مثال دو:
تو: میای بریم والیبال ساحلی؟
آدم رو راست: نه ببخشید ترجیح میدم با دوست پسرم بازی کنم.
آدم معمولی: حس والیبال ساحلی نیس امروز.
آدم دوست داشتنی: خیلی دوست داشتم می تونستم ولی فردا امتحان دارم.
مثال سه:
تو: دوستت دارم.
آدم رو راست: اوه! من فکر نمی کنم هیچ وقت عاشقت شم ولی دوست دارم ادامه بدیم.
آدم معمولی: من هم خیلی می خوامت ولی اونجایی نیستم که تو هستی فکر می کنی ادامه بدیم؟
آدم دوست داشتنی: عزیزم منم تو رو دوست دارم.
مثال چهار:
تو: چرا با من اینجوری رفتار می کنی؟
آدم رو راست: چون حالمو به هم می زنی. تو: چرا؟ آدم رو راست: چون احمقی.
آدم معمولی: نمیدونم. تو: یعنی چی که نمیدونی. آدم معمولی: یعنی اینکه من دیر جوشم.
آدم دوست داشتنی: چه جوری؟ تو: همش بهم بی توجهی می کنی. آدم دوست داشتنی: نه عزیزم کدوم بی توجهی؟ همش تو سر خودته.
تو: به نظرت دماغم قبل عمل بهتر بود یا بعد عمل؟
آدم رو راست: قبل عمل.
آدم معمولی: الان هم خیلی خوبی.
آدم دوست داشتنی: دیوونه شدی؟ معلومه الان بهتری!
مثال دو:
تو: میای بریم والیبال ساحلی؟
آدم رو راست: نه ببخشید ترجیح میدم با دوست پسرم بازی کنم.
آدم معمولی: حس والیبال ساحلی نیس امروز.
آدم دوست داشتنی: خیلی دوست داشتم می تونستم ولی فردا امتحان دارم.
مثال سه:
تو: دوستت دارم.
آدم رو راست: اوه! من فکر نمی کنم هیچ وقت عاشقت شم ولی دوست دارم ادامه بدیم.
آدم معمولی: من هم خیلی می خوامت ولی اونجایی نیستم که تو هستی فکر می کنی ادامه بدیم؟
آدم دوست داشتنی: عزیزم منم تو رو دوست دارم.
مثال چهار:
تو: چرا با من اینجوری رفتار می کنی؟
آدم رو راست: چون حالمو به هم می زنی. تو: چرا؟ آدم رو راست: چون احمقی.
آدم معمولی: نمیدونم. تو: یعنی چی که نمیدونی. آدم معمولی: یعنی اینکه من دیر جوشم.
آدم دوست داشتنی: چه جوری؟ تو: همش بهم بی توجهی می کنی. آدم دوست داشتنی: نه عزیزم کدوم بی توجهی؟ همش تو سر خودته.
مثال پنج:
همه: من آدمهای رک رو دوست دارم.
همانا مردمان روراست حال آدم را بهم می زنند و آدم می خواهد که سر به تنشان نباشد.
همه: من آدمهای رک رو دوست دارم.
همانا مردمان روراست حال آدم را بهم می زنند و آدم می خواهد که سر به تنشان نباشد.
اشتراک در:
پستها (Atom)