وام دار ادبیاتم اگر توضیح ندهم نقطه-ویرگول در ادبیات فارسی به چه کار می آید و نویسندگان تازه کار چطور می توانند با به کار گیری ماهرانه ی آن جای خود را در میان ادیبان باز کنند. نقطه-ویرگول معانی مختلفی دارد؛ گاهی یعنی "و آن دو علت این است:" مثلن در جمله ی «اگر چیزی بخواهد خورده شود و خورده نشود دو علت دارد و بس؛ خریت طرف یک قضیه یا خریت طرف دو قضیه». گاهی یعنی "تو گویی" مثلا در جملات «آن چنان غرق در مادیات هستند که راست راه را از کج چاه تمیز نمی دهند؛ مخچه شان را برداشتند و کاهگل جایگزینش کردند» و «نمک می خورند و نمکدان می شکنند؛ نمک خوردن و نمکدان شکستن یکی بی دیگری معنی ندارد». گاهی خود "تو گویی" را برای تاکید می گوییم، ما ادیبان، مثلن «لب از لب که می گشود در و گوهر ار دهان بیرون می ریخت مدام؛ تو گویی این همه از بر دارد» یا مثلن «از بیرون شکل ظرفی هستم که هر چند خالی از هر نوع آبی است، همه لبالب پر می پندارندش؛ تو گویی یک در صد هم شانس این را ندارم که ظرفی تهی باشم» . گاهی یعنی "چرا که" مثلن « خواهرم همان دم سوت شد؛ گفتیمش حرفت بس تکراریست گفتمان حرف حساب را ایرادی نیست». گاهی یعنی "یعنی" مثل «سرعت و طرز رقصیدنشان در هوا را می توانم تنظیم کنم؛ کافیست سریع از یک سو به سوی دیگر نگاه کنم یا آرام یا دایره وار یا زیگراگ». وسلام.
۱۳۸۶ آذر ۲۹, پنجشنبه
درد بیدردی علاجش آتش است
سختترین کاری که از یک نفر میتوان خواست این است که در سرمای منفی بیست، بیست کیلو بار را حمل کند. البته منفی بیست درجهی سانتیگراد، آن هم در سربالایی. باید هم مست نباشد که مباد سرما را فراموش کند. لباس هم به اندازهی کافی نپوشیده باشد که منفی بیست را مثبت ده نکند. زیاد هم نباید تند راه برود که بدنش گرم نشود. موسیقی برانگیزاننده هم حق ندارد گوش دهد. اصلن چنین چیزی از آدم بر نمیآید. شتر. شتر میتواند. سختترین کاری که از یک نفر میتوان خواست این است که درحالیکه شتر غیر مست و کندی است، بیست کیلو بار را در دمای منفی بیست درجهی سانتیگراد از سربالایی بالا ببرد.
۱۳۸۶ آذر ۹, جمعه
نور
هر چند سوراخ بسیار کوچکی است ولی هست اگر نبود یا آن سوی سوراخ چون این سوی سوراخ بی نور بود که نمی دیدمش. آخر برای دیدن نور لازم است.
۱۳۸۶ آبان ۲۱, دوشنبه
دادستاندن
بالاخره برای اولبار در عمرش رفت، جنگید و حق مسلمش را گرفت. معتقد بود حق دادنی است و نه گرفتنی. وقتی میگفتیمش چطور؟ پاسخش یک و فقط یک چیز بود: اگر همه حق را گرفتنی بپندارند نظام آشوبناک میشود. نمیپرسیدیمش که چرا، چون ته نشنیدن جوابش به سر شنیدن جوابش میارزید. لابد میخواست راجع به اثر پروانهای رودهدرازی کند. بسنده کردیم به اینکه برایش مشخص کنیم که در این بین فقط این اوست که ضرر میکند و نه نمودار نظام یا چیزی در همین ابعاد. باری، بالاخره برای اولبار در عمرش جنگید و حقش را ستاند.
۱۳۸۶ آبان ۸, سهشنبه
تبلیغ غول آسا
رفته که بودم میدان تایم نیویورک یک تبلیغ مزخرف دیدم هفده تای قدم، از نوشابه ی صفر کالری! باورم که نشد و حدس زدم نوعی شوخی مدرن باشد. بر که گشتم به شهرم دیدم خیر شوخی که نیست هیچ، خیلی هم جدی است و همان تبلیغ غول آسا فروشش رو از فروش نوشابه های رژیمی هم بیشتر کرده است. در این مورد که سرطان زاست شکی ندارم اما مطمئن نیستم صرف صفر کالری بودنش مزه ی مزخرفش را به دست باد فراموشی بسپارد. یا بهتر بگویم که لابد بد مزه نیست و چه بسا هم که خوب باشد. باید یک بار هم که شده امتحانش کنم. اصلن چه بسا مرض قند بدتر از سرطان باشد. اصلن زندگی کوتاه تر از آن است که ذهن خود را مشغول این مزخرفات کنم. اصلن همین الان می روم پیتزا و نوشابه ی صفرم را می خرم و کارتون موش و گربه ام را نگاه می کنم. گور بابای سرطان و دگر نگری.
۱۳۸۶ مهر ۲۲, یکشنبه
زبان بسته
1-زبان بسته را چه کار داری؟ بگذار درسش را بخواند.
2-که آخر چه شود؟ تا همین جا هم زیادی خوانده.
با خود فکر کردم که می خواهم دندان پزشک شوم. آخر درسم خوب بود. فقط در گروه سرود نبودم.
1-می خواهد دکتر شود و جراحی کند. ایرادی می بینی؟
2-آخر با این وضع؟ نمی تواند!
فکر کنم مادر از این ناراحت بود که در گروه سرود نبودم.
1-کدام وضع؟ خب نمی شنود که نشنود. درسش که خوب است.
2-الان خوب است. بگذار بیاد وردست خودم تو نانوایی کار یاد بگیرد.
پدرم رفت.
2-که آخر چه شود؟ تا همین جا هم زیادی خوانده.
با خود فکر کردم که می خواهم دندان پزشک شوم. آخر درسم خوب بود. فقط در گروه سرود نبودم.
1-می خواهد دکتر شود و جراحی کند. ایرادی می بینی؟
2-آخر با این وضع؟ نمی تواند!
فکر کنم مادر از این ناراحت بود که در گروه سرود نبودم.
1-کدام وضع؟ خب نمی شنود که نشنود. درسش که خوب است.
2-الان خوب است. بگذار بیاد وردست خودم تو نانوایی کار یاد بگیرد.
پدرم رفت.
اشتراک در:
پستها (Atom)