۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه

حضرت صبر

گفت:«عشقم به اونایی که در مایکرویو رو درست ۴ ثانیه مونده به اتمام کارش باز می‌کنن و غذاشون رو برمی‌دارن به مراتب بیش‌تر از عشق ممد به علیه.»
گفتم:«عجب.»

۱۳۸۹ دی ۱۲, یکشنبه

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

حالا هی هل بزن که به جای ۱۲۰ کیلومتر در ساعت ۱۳۰ یا حتی ۱۴۰ تا بروی. آخرش که چه؟ نیم نگاهی به سرعت متوسطت بیانداز. در بهترین حالت ۷۰ کیلومتر در ساعت را با کلی زحمت کرده‌ای ۷۵. بالاخره مجبوری برخی اوقات بایستی که لااقل توالتت را بروی. بالاخره بعضی وقت‌ها برف و بوران است و باید سرعتت را کم کنی. در میانگین تاثیر زیادی نمی‌گذاری. هر چه هم کیلومترت بالاتر رود تغییر میانگین سخت‌تر می‌شود. اگر هم فکر کرده‌ای می‌توانی با ۱۶۰ تا مداوم بروی، کور خوانده‌ای چرا که قطعن پلیس می‌بینتت و یک سال از رانندگی محرومت می‌کند و هر چه رشتی پنبه می‌شود. برنده‌ی واقعی آن کوست که هیچ زحمتی به خود نمی‌دهد و سرعت متوسط ۶۵ دارد و نه آن که مدام سگ‌دو می‌زند و سرعت متوسط ۷۵ دارد. چه بسا هم که بمیرد راحت شود. 

۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

خس خس

در هوای خیلی سرد تخمی برخی بودند که خدا خدا می‌کردند که باز خروار خروار برف ببارد. طبعن اینان بچه‌‌پول‌دارهایی بودند که هوس اسکی کرده بودند.

در هوای بسیار سرد سرسام‌آور یک‌سری بودند که سودای برف در سر می‌پروراندند. به‌ وضوح اینان رانندگان ماشین‌های برف‌روبی بودند که نگران نان بچه‌هایشان بودند.




۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه

گه‌مزگی

دیگر حتی بستنی انبه و سالاد مرغ و چیپس‌پنیرکالباس و نون‌زعفرونی و ماست ترش و پیتزاآب‌جو و ترشی آلبالو و گوجه‌سبز و لواشک آلو و ماست-اسفناج و خرمالو و آلبالوی یخ‌زده هم مزه نمی‌دهد.

۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

عشق در مرام ما

خدا هیچ بی‌ناموسِ نفهمِ قاتلِ خائنِ نون‌به‌نرخ‌روزخورِ دروغ‌گویِ پست‌فطرتِ زبونِ ازخودممنونِ سگ‌صفتِ آشغالی را عاشق نکند.

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

هیبت دوست

نفهمیدیم چه شد و کی شد و چطور شد که آدمیان به دوستان دگر که رسیدند به یک‌باره بچه‌باحال و بچه‌مطرح و بچه‌‌مخ‌زن و این‌کاره‌باز و همه‌کارکرده و مرید و مراد و جگر و زندگی‌به‌تخمم و اهل‌حال و دم‌مرگ‌رفته و توسری‌زن شدند. حالا تا دو دقیقه‌ی قبلش معمولی و شکست‌پذیر و هیچ‌کاره و افسرده و مضطرب و خرخون و کم‌تجربه و توسری‌خور بودند.

بايگانی وبلاگ

جستجوی این وبلاگ