۱۳۸۷ فروردین ۱۵, پنجشنبه
سگ دو
۱۳۸۷ فروردین ۱۳, سهشنبه
عیان را چه حاجت به بیان
و خبر رسیده که سبک حقیر تکراریست. آخر ای شمایی که از ادبیات همان قدر می دانید که فیل از پریدن، چه می دانید از سبک که از نو و کهنه اش. تا آن جا که اینجانب می داند کسی تا به حال در سبک "طنز سه لایه" دستی نداشته است. نگذارید راجع به ایده های خارق العاده ای که در جملگی آثار این حقیر نهفته است سخن برانم. آخر کمی تحقیق لازم است، گرچه حقیر از ادبیات همان قدر می داند که خر از پریدن و ادعای نو بودن سیاقش را همان قدر دارد که میمون ادعای پریدن و خود را همان قدر خوف می داند که عقاب پریدن را خوف می داند و تکرار کردن جملاتش همان قدر حاکی از توانایی های نویسندگیش است که قافیه برای شاعر. پر واضح است که متنی که حال حاضر خواندید نظیرش همان قدر دیده شده که نظیر پریدن گاو. چه حاجت به تعریف که عطر خودش می بوید. حقیر چون ظرفی است که شکل آبی را که درش می ریزند به خود می گیرد و فکر نکنید که به راستی از بزرگترین گناهان است و عقل را زایل و جان را باطل می کند.
۱۳۸۷ فروردین ۸, پنجشنبه
سوال من از میمون ها
من حقیقتن و جدن می خواهم که بدانم که چرا و چگونه شما میمون ها به این نتیجه رسیدید که از استخوان حیوانات مرده برای جنگ با آن دسته از میمون های خنگ تری که فقط از دست هایشان برای جنگ استفاده می کردند، استفاده کنید و نسل آن خنگان را منقرض کنید؟ اصلا چطور به ذهنتان رسید خرده استخوان هایی که تا دیروزآن قدر بی اهمیت به ذظر می آمدند، امروز نیرویتان را برای جنگیدن دو چندان می کنند؟ به راستی که اگر من میمون بودم هرگز این نیرنگ به عقل کوتاهم نمی رسید.
۱۳۸۷ فروردین ۷, چهارشنبه
آدمحیوان
۱۳۸۶ اسفند ۲۵, شنبه
کنکاش
دوازده مرداد هشتاد و هفت
تمرین شنا
و بر همگان آشکار که شناگر نیست بل تقلا می کند
و تو لب دریا لبخند بر لب منتظر که شنا بیاموزد
و بر همگان آشکار که قادری از غرق شدن بازش داری
و چه حاجت به حاشا که او هرگز شنا فرا نمی گیرد
حالا هی جان بکن در آب هی تلاش کن که غرق نشی
مگه میاد نجاتت بده؟ تو گویی میخواد رو پای خودت واسی
غافل از اینکه یارو این کاره است
فقط خبر نداره تا یوم قیامتم که صبر کنه تو شنا یاد نمی گیری
آخه عوضی چرا نمی فهمی یکی داره خفه میشه می میره؟
ده اگه حالیت بود که می رفتی نجاتش می دادی، تو که می تونی بخیل
حالا هی واستا اون لب بخند گور به گورت کنن ده
اون بمیره شنا یاد نمی گیره
تخم سگ نایست زل برن با اون لبخند شیطانی هرزه
اون تنه لشتو تکون بده برو مادر مرده رو نجات بده
منتظر چی هستی تخم نا بسم الله؟ که بچه یتیم شنا یاد بگیره؟
آخه اون حروم لقمه اگه عرضه داشت، که تا الآن شنا یاد گرفته بود