۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

کلاس

ای بی‌همه‌چیزانی که برای من کلاس می‌گذارید که اسکواش شروع کرده‌اید و سفت‌ترین داف منطقه‌ ۲ را زده‌اید و در آمستردام هش افغانی زده‌اید و زبان مزخرف اسپرانتو آموخته‌اید و بچه‌تان در ۴ ماهگی به حرف آمده است و عطرتان چنل و جینتان چیپ-اند-پپر و شرتتان جرجیو-آرمانی و لباستان لویی-ویتون و ساعتتان رولکس و دکمه سرآستنتان هری-وینستون است و حقوق مسخره‌تان چهار برابر شده و آتن به نظرتان اصیل‌ترین شهر دنیاست و از فیسبوک بی‌پدر پیشنهاد کاری گرفته‌اید و در بدترین حالت دو دختر سمت چپتان و دو پسر سمت راستتان است و در کودکی و نوجوانی و جوانی همه چیز را امتحان کرده‌اید و کتاب ریشه‌ی توتالیتاریسم را سه بار خوانده‌اید و ده بار از مدرسه اخراج شده‌‌اید و موزه‌ی اوفیزی و ارمیتا‌ژ و گوگنهایم را به متروپلیتن و لوور و بریتیش ترجیح می‌دهید و شب بعد از مهمانی یادتان نمی‌آید کی و چطور رانندگی کردید و به خانه رسیدید و خدا را شکر می‌کنید که هنوز زنده‌اید و ال و بل، همان بهتر که بروید بمیرید.

جستجوی این وبلاگ